چطور کودکی با اعتماد به نفس تربیت کنیم؟

چطور کودکی با اعتماد به نفس تربیت کنیم؟

اعتماد به‌ نفس کودک با مقایسه و تعریف افراطی ساخته نمی‌شود؛ فرصت انتخاب، تجربه، اشتباه، تلاش و حمایت والدین پایه آن را می‌سازد.

راه های افزایش اعتماد به نفس و عزت نفس در کودکان

چطور کودکی بااعتماد به‌ نفس تربیت کنیم؟ نقش والدین در شکل‌گیری عزت‌ نفس کودک

یکی از آرزوهای بسیاری از والدین این است که فرزندشان در آینده فردی مستقل، شجاع و بااعتمادبه‌نفس باشد؛ کودکی که بتواند نظر خود را بیان کند، از شکست نترسد و ارزش خودش را فقط بر اساس نظر دیگران تعیین نکند.

اما اعتمادبه‌نفس چیزی نیست که فقط با گفتن جمله‌هایی مثل «تو بهترینی» ساخته شود.

کودک اعتمادبه‌نفس را به تدریج و از طریق تجربه‌های روزمره به دست می‌آورد؛ زمانی که فرصت پیدا می‌کند کاری را خودش انجام دهد، اشتباه کند، دوباره تلاش کند، احساساتش شنیده شود و بفهمد ارزش او فقط به موفقیت‌هایش وابسته نیست.

CDC نیز در توصیه‌های فرزندپروری بر کمک به رشد استقلال کودک و فراهم کردن فرصت برای تجربه و یادگیری تأکید دارد.

اعتماد به‌ نفس با خودشیفتگی فرق دارد

کودک بااعتمادبه‌نفس لزوماً فکر نمی‌کند از همه بهتر است.

او بیشتر باور دارد:

«من می‌توانم یاد بگیرم.»

«اشتباه کردن به معنی بی‌ارزش بودن من نیست.»

«می‌توانم کمک بخواهم.»

«نظر من مهم است، حتی اگر دیگران با آن موافق نباشند.»

این نوع نگاه، پایه‌ای سالم برای رشد شخصیت کودک است.

به کودک اجازه دهید کارهای خودش را انجام دهد

گاهی والدین از روی محبت بیش از حد به کودک کمک می‌کنند.

لباسش را می‌پوشانند، وسایلش را جمع می‌کنند، جواب سؤال‌ها را به جای او می‌دهند و حتی در موقعیت‌هایی که کودک خودش می‌تواند کاری انجام دهد، سریع وارد عمل می‌شوند.

اما استقلال با تمرین ساخته می‌شود.

اگر کودک می‌تواند لباس خود را انتخاب کند، اجازه دهید انتخاب کند.

اگر می‌تواند اسباب‌بازی‌هایش را جمع کند، مسئولیت را به او بسپارید.

اگر می‌تواند غذایش را با قاشق بخورد، لازم نیست تمام کار را والد انجام دهد.

CDC برای کودکان خردسال نیز بر تشویق استقلال و مشارکت آنها در فعالیت‌های روزمره تأکید می‌کند.

اجازه دهید کودک اشتباه کند

یکی از دشمنان اعتمادبه‌نفس، ترس دائمی از اشتباه است.

اگر کودک هنگام ساختن چیزی اشتباه کرد، سریع نگویید:

«بده من درستش کنم.»

به جای آن بپرسید:

«فکر می‌کنی چطور می‌تونی دوباره امتحانش کنی؟»

این جمله ساده به کودک پیام می‌دهد که مشکل، قابل حل است.

به تلاش توجه کنید، نه فقط نتیجه

اگر کودک نقاشی زیبایی کشید، لازم نیست فقط بگوییم:

«چه نقاشی قشنگی!»

می‌توان گفت:

«دیدم برای این نقاشی خیلی وقت گذاشتی و چند بار رنگ‌ها رو امتحان کردی.»

این نوع بازخورد، توجه کودک را از «نتیجه» به «فرایند یادگیری» می‌برد.

کودک را با دیگران مقایسه نکنید

«ببین خواهرت چقدر مرتب‌تره.»

«دوستت بلد شده، تو هنوز بلد نیستی.»

«بچه فلانی همیشه حرف گوش می‌ده.»

این جملات ممکن است والد را در لحظه آرام کنند، اما می‌توانند باعث شوند کودک ارزش خود را با دیگران مقایسه کند.

بهتر است پیشرفت کودک را با گذشته خودش مقایسه کنیم:

«قبلاً برای پوشیدن لباس نیاز به کمک داشتی، ولی الان خودت انجامش می‌دی.»

این نوع مقایسه، رشد شخصی کودک را برجسته می‌کند.

نظر کودک را بشنوید

شنیدن نظر کودک به معنای انجام دادن تمام خواسته‌های او نیست.

مثلاً اگر کودک می‌گوید:

«من دوست ندارم امروز به مهمونی بیام.»

می‌توان پرسید:

«چی باعث شده دوست نداشته باشی؟»

ممکن است پاسخ ساده‌ای داشته باشد: خسته است، فردی را نمی‌شناسد یا محیط برایش شلوغ است.

وقتی کودک احساس کند نظرش شنیده می‌شود، یاد می‌گیرد احساسات و نیازهای خود را بهتر بیان کند.

مراقب برچسب‌ها باشید

برچسب‌هایی مانند:

«خجالتی»

«دست‌وپاچلفتی»

«شیطون»

«تنبل»

«ترسو»

ممکن است به تدریج وارد تصویری شوند که کودک از خودش دارد.

بهتر است رفتار را توصیف کنیم، نه شخصیت را.

به جای:

«تو خیلی خجالتی هستی.»

بگویید:

«دیدم امروز اولش دوست نداشتی با بچه‌ها حرف بزنی.»

این تفاوت کوچک می‌تواند مهم باشد؛ چون رفتار قابل تغییر است، اما برچسب شخصیت ممکن است در ذهن کودک ثابت شود.

کودک را بیش از حد هم تعریف نکنید

تشویق لازم است، اما تعریف غیرواقعی هم همیشه مفید نیست.

اگر کودک کاری معمولی انجام داد و والد دائماً گفت:

«تو نابغه‌ای!»

کودک ممکن است به جای تمرکز بر یادگیری، به دنبال تأیید دائمی باشد.

بهتر است تعریف مشخص و واقعی باشد:

«خیلی خوب تلاش کردی.»

«خودت راهش رو پیدا کردی.»

«دیدم با اینکه سخت بود، دوباره امتحان کردی.»

به کودک فرصت تصمیم‌ گیری بدهید

انتخاب‌های کوچک می‌توانند استقلال را تقویت کنند.

مثلاً:

«دوست داری اول حمام بری یا مسواک بزنی؟»

«این لباس رو می‌پوشی یا اون یکی رو؟»

«برای میان‌وعده سیب می‌خوای یا موز؟»

انتخاب نباید بیش از حد زیاد باشد. برای کودکان کوچک، دو یا سه گزینه محدود معمولاً کافی است.

شکست را تبدیل به تجربه کنید

اگر کودک در مسابقه شکست خورد، نگویید:

«اشکالی نداره، تو بهترین بودی.»

بهتر است واقعیت را بپذیریم:

«این بار برنده نشدی و می‌دونم ناراحت شدی. دوست داری ببینیم دفعه بعد چه کاری می‌تونی متفاوت انجام بدی؟»

کودک لازم نیست همیشه برنده باشد تا احساس ارزشمندی کند.

باید یاد بگیرد که شکست، بخشی از یادگیری است.

مهم‌ ترین منبع اعتماد به‌ نفس کودک

کودک بیش از هر چیز از رابطه با والدینش تأثیر می‌گیرد.

اینکه بداند:

«حتی وقتی اشتباه می‌کنم، هنوز دوست‌داشتنی هستم.»

«حتی وقتی موفق نمی‌شوم، ارزشم از بین نمی‌رود.»

«والدینم به من فرصت یادگیری می‌دهند.»

این پیام‌ها به تدریج پایه‌ای برای اعتمادبه‌نفس سالم می‌سازند.