چطور کاری کنیم که فرزندمان همیشه بتواند با ما حرف بزند؟
رابطهای که در آن کودک احساس شنیده شدن و امنیت کند، به مرور اعتماد میسازد. گوش دادن، احترام به احساسات و مرزبندی سالم، راه گفتوگوی ماندگار است. از کودکی.
چگونه اعتماد کودک به مادر را بسازیم؟ از گوش دادن تا ارتباط امن
چطور کاری کنیم فرزندمان احساس کند همیشه میتواند با ما حرف بزند؟
رابطهای که در آن کودک بتواند درباره ترس، ناراحتی، اشتباه، سؤال و حتی موضوعات سخت با مادر صحبت کند، معمولاً در یک گفتوگوی خاص ساخته نمیشود.
این رابطه در هزاران لحظه کوچک شکل میگیرد:
وقتی کودک چیزی نشان میدهد و مادر نگاه میکند.
وقتی بچه گریه میکند و احساسش نادیده گرفته نمیشود.
وقتی اشتباه میکند اما میتواند آن را تعریف کند.
وقتی سؤالی عجیب میپرسد و به جای تحقیر، فرصتی برای گفتوگو پیدا میکند.
علم رشد کودک اهمیت این تعاملهای رفتوبرگشتی را بهخوبی نشان داده است.
رابطه امن قبل از «حرف زدن» شکل می گیرد
نوزاد هنوز نمیتواند بگوید «من ناراحتم» یا «از این اتفاق ترسیدهام».
او با گریه، نگاه، حرکات بدن، صداها و حالتهای رفتاری ارتباط برقرار میکند.
وقتی مراقب به این نشانهها توجه میکند و متناسب با آنها پاسخ میدهد، تعامل رفتوبرگشتی شکل میگیرد؛ چیزی که در ادبیات علمی با عنوان serve and return شناخته میشود.
Harvard Center on the Developing Child توضیح میدهد که این تعاملهای پاسخگو میان کودک و بزرگسال، در شکلگیری مهارتهای ارتباطی، اجتماعی و پایههای رشد سالم مغز نقش دارند.
پس توانایی حرف زدن کودک در سالهای بعد، از سالهای بسیار زودتر پایهگذاری میشود.
کودک باید احساس کند «شنیده می شوم»
شنیدن با گوش دادن واقعی فرق دارد.
ممکن است کودک حرف بزند و مادر هم کلمات او را بشنود، اما همزمان مشغول تلفن یا کار خانه باشد.
گوش دادن واقعی یعنی برای لحظهای توجه خود را به کودک بدهیم.
لازم نیست هر بار مکالمه طولانی داشته باشیم.
حتی یک جمله مثل:
«میبینم که ناراحتی.»
میتواند به کودک نشان دهد احساسش دیده شده است.
لازم نیست همیشه مشکل را حل کنیم
یکی از اشتباهات رایج والدین این است که به محض شنیدن مشکل کودک، وارد حالت حل مسئله میشوند.
کودک:
«امروز دوستم با من بازی نکرد.»
مادر:
«خب برو با یکی دیگه بازی کن.»
اما شاید چیزی که کودک در آن لحظه میخواهد، راهحل نیست.
شاید میخواهد کسی ناراحتی او را بفهمد.
یک پاسخ متفاوت:
«فکر کنم این اتفاق ناراحتت کرده.»
بعد:
«دوست داری برام تعریف کنی چه شد؟»
در اینجا مادر ابتدا ارتباط را ایجاد کرده و سپس سراغ راهحل میرود.
پذیرش احساس به معنی پذیرفتن هر رفتار نیست
این نکته برای تربیت کودک بسیار مهم است.
میتوان گفت:
«میفهمم عصبانی هستی.»
و همزمان گفت:
«اما زدن خواهر یا برادرت قابل قبول نیست.»
کودک در این حالت دو پیام دریافت میکند:
احساس من قابل قبول و قابل بیان است.
اما هر رفتاری که از روی احساس انجام دهم، مجاز نیست.
این همان ترکیب مهم همدلی و مرزبندی است.
WHO در راهنماهای والدگری خود بر رویکردهای مبتنی بر شواهد برای تقویت رابطه والد و کودک و کاهش شیوههای خشن والدگری تأکید میکند.
چرا واکنش مادر به اشتباه کودک اهمیت دارد؟
فرض کنید کودک لیوانی را شکسته است.
دو واکنش ممکن است:
«باز هم خرابکاری کردی!»
یا:
«میدونم عمدی نبوده. اول مطمئن شو دستت آسیب ندیده، بعد با هم جمعش میکنیم.»
واکنش دوم به کودک اجازه میدهد اتفاق را پنهان نکند.
این بدان معنا نیست که هیچ پیامدی وجود ندارد. بلکه کودک یاد میگیرد مشکل را میتوان بدون ترس شدید مطرح کرد.
اعتماد دقیقاً از همین تجربهها ساخته میشود.
آیا کودک باید همه چیز را به مادر بگوید؟
نه.
هر کودک شخصیت، خلقوخو و میزان متفاوتی از نیاز به حریم شخصی دارد.
هدف این نیست که والد در تمام جزئیات زندگی کودک حضور داشته باشد.
هدف این است که وقتی کودک موضوع مهمی دارد، یک بزرگسال امن در دسترس او باشد.
بهویژه در سالهای بعد و دوران نوجوانی، «داوطلبانه حرف زدن کودک» اهمیت زیادی پیدا میکند.
یک متاآنالیز درباره افشای اطلاعات توسط نوجوانان نشان داد که گرمی والد و ارتباط باز، زمینه را برای اینکه فرزندان بیشتر درباره زندگی خود با والدین صحبت کنند فراهم میکند.
پژوهشی دیگر نیز نشان داده است که ارتباط باز و احساس توانمندی برای صحبت کردن، با افشای بیشتر اطلاعات توسط نوجوانان ارتباط دارند.
اگر کودک چیزی بگوید که ما را عصبانی کند چه؟
این یکی از سختترین بخشهای والدگری است.
ممکن است کودک درباره کاری که انجام داده، دروغی که گفته، دعوایی که داشته یا اتفاقی در مدرسه صحبت کند.
واکنش فوری والد بسیار تعیینکننده است.
اگر واکنش اولیه شدید باشد، ممکن است کودک در دفعات بعد اطلاعات بیشتری را پنهان کند.
این بدان معنا نیست که والد نباید عصبانی شود؛ بلکه بهتر است در صورت امکان قبل از واکنش شدید، چند ثانیه مکث کند.
اگر واکنش مناسبی نشان نداد، هنوز میتواند رابطه را ترمیم کند:
«من وقتی این را شنیدم خیلی نگران شدم و تند واکنش نشان دادم. بیا دوباره آرام دربارهاش صحبت کنیم.»
جمله هایی که گفتوگو را باز نگه می دارند
بعضی جملهها به کودک پیام امنیت میدهند:
«میتونی برام تعریف کنی.»
«اول میخوام حرفت رو بشنوم.»
«حتی اگر اشتباه کرده باشی، میتونی به من بگی.»
«ممکنه از کاری که کردی خوشم نیاد، ولی خودت برای من مهمی.»
«اگر الان آماده نیستی، هر وقت خواستی من هستم.»
البته فقط گفتن این جملهها کافی نیست. تجربه مداوم کودک از رفتار والد است که اعتماد را میسازد.
گوش دادن را از سنین پایین شروع کنیم
نباید منتظر بمانیم کودک نوجوان شود و بعد توقع داشته باشیم درباره موضوعات مهم صحبت کند.
گفتوگو از کودکی ساخته میشود.
وقتی کودک سه ساله درباره بازیاش توضیح میدهد، حتی اگر موضوع برای بزرگسال ساده باشد، همان لحظه تمرینی برای ارتباط است.
وقتی کودک دبستانی درباره دعوای کوچکی با دوستش حرف میزند، آن نیز فرصتی برای یادگیری گفتوگوست.
وقتی کودک نوجوان درباره تصمیمی که گرفته صحبت میکند، نوع واکنش والد میتواند تعیین کند آیا دفعه بعد نیز حرف خواهد زد یا نه.
وقت مخصوص گفتوگو بسازیم
برای رابطه عمیق، لازم نیست هر روز جلسه خانوادگی برگزار شود.
میتوان چند فرصت ثابت ایجاد کرد:
زمان غذا.
پیادهروی.
قبل از خواب.
داخل خودرو.
هنگام بازی.
در این لحظات، گاهی بهتر است سؤالهای بسته را کمتر کنیم.
به جای:
«مدرسه خوب بود؟»
میتوان گفت:
«امروز جالبترین اتفاق مدرسه چی بود؟»
یا:
«امروز چیزی بود که ناراحتت کنه؟»
این سؤالها فضای بیشتری برای پاسخ ایجاد میکنند.
رابطه امن بدون مرز شکل نمی گیرد
بعضی والدین تصور میکنند برای اینکه کودک با آنها صمیمی باشد، باید همیشه با خواستههای او موافقت کنند.
در حالی که رابطه امن با نبودن قانون فرق دارد.
کودک میتواند مادر را دوست داشته باشد و از یک قانون خوشش نیاید.
مثلاً:
«میفهمم نمیخوای گوشی رو کنار بذاری، ولی زمان خواب رسیده.»
در این جمله ارتباط حفظ شده و مرز نیز باقی مانده است.
حضور مادر باید قابل پیش بینی باشد
امنیت فقط در لحظههای بزرگ ساخته نمیشود.
کودک وقتی بارها تجربه میکند که مادر در زمان ناراحتی گوش میدهد، در زمان سؤال پاسخ میدهد و در زمان اشتباه فرصتی برای اصلاح ایجاد میکند، به تدریج پیشبینی میکند که رابطه قابل اتکاست.
Harvard Center on the Developing Child تأکید میکند که روابط پاسخگو و پایدار با بزرگسالان مراقب، از عناصر مهم محیط رشدی سالم برای کودک هستند.
WHO نیز در توصیههای مربوط به مراقبت پاسخگو تأکید میکند که مراقب باید نشانههای کودک را ببیند، آنها را درک کند و به شکلی مناسب پاسخ دهد.
اگر کودک کم حرف است چه؟
قرار نیست همه کودکان به یک اندازه صحبت کنند.
گاهی ویژگی شخصیتی کودک است، گاهی سن، گاهی خجالت و گاهی شرایطی که در آن قرار دارد.
فشار زیاد معمولاً راهحل خوبی نیست.
به جای اینکه مرتب بپرسیم:
«چی شده؟ بگو دیگه!»
میتوانیم بگوییم:
«اگر الان دوست نداری حرف بزنی، اشکالی نداره. هر وقت خواستی من هستم.»
این پیام بسیار ارزشمند است:
درِ ارتباط باز است.
هدف، ساختن یک رابطه مادامالعمر است
هدف اصلی این نیست که کودک همه جزئیات زندگیاش را برای مادر تعریف کند.
هدف این است که وقتی اتفاق مهمی افتاد، ذهنش به سمت یک بزرگسال امن برود.
رابطهای که از سالهای اولیه با توجه، بازی، گوش دادن و پاسخگویی ساخته میشود، میتواند پایه مهمی برای گفتوگو در سالهای بعد باشد.
بنابراین لازم نیست امروز یک گفتوگوی خارقالعاده با فرزندتان داشته باشید.
گاهی کافی است تلفن را کنار بگذارید، به او نگاه کنید و چند دقیقه واقعاً گوش بدهید.
چون پشت همین لحظه کوچک، یک پیام بزرگ قرار دارد:
«حرف تو برای من مهم است.»
و شاید همین پیام، یکی از ارزشمندترین هدیههایی باشد که مادر میتواند برای سالهای آینده رابطه خود با فرزندش بسازد.
