چرا مادرها همیشه می‌گویند «رسیدی خبر بده»؟

چرا مادرها همیشه می‌گویند «رسیدی خبر بده»؟

بعضی جمله‌های تکراری مادر، شکل ساده‌ای از نگرانی و عشق‌اند؛ جمله‌هایی که ممکن است روزی خودمان نیز هنگام مراقبت از عزیزانمان تکرار کنیم.

پشت جمله‌های تکراری مادر چه احساسی پنهان است؟

یک روز شاید من همان جمله‌های تو را تکرار کنم

بعضی جمله‌ها را سال‌ها می‌شنویم و حوصله‌مان سر می‌رود.

«لباس گرم بپوش.»

«غذا خوردی؟»

«وقتی رسیدی خبر بده.»

«زیاد خسته نشو.»

و با خودمان می‌گوییم چرا مادرها این‌قدر یک جمله را تکرار می‌کنند؟

بعد یک روز، خودمان را می‌بینیم که نگران کسی هستیم که دوستش داریم و همان جمله‌ها ناگهان از دهانمان بیرون می‌آیند.

آن لحظه است که می‌فهمیم بعضی حرف‌ها از جنس عادت نیستند.

از جنس نگرانی‌اند.

از جنس عشقی‌اند که راه دیگری برای بیرون آمدن پیدا نکرده است.

شاید هر نسلی بعضی جمله‌ها را از نسل قبل تحویل می‌گیرد.

اما پشت ظاهر ساده آن‌ها، سال‌ها تجربه و ترس و محبت جمع شده است.

برای همین وقتی امروز صدای تو را می‌شنوم که می‌گویی «رسیدی خبر بده»، بیشتر از گذشته لبخند می‌زنم.

چون می‌دانم روزی شاید من هم همین جمله را به کسی بگویم که برایم عزیزترین آدم دنیاست.

و آن روز تازه می‌فهمم بعضی چیزها فقط از مادر به فرزند منتقل نمی‌شوند؛ احساسی هستند که از نسلی به نسل دیگر سفر می‌کنند.