اختلاف نظر مادر و فرزند از کجا میآید؟
با بزرگ شدن، بعضی نگرانیها و حرفهای مادر معنای تازهای پیدا میکنند؛ هرچند تفاوت دیدگاهها همیشه بخشی طبیعی از رابطه دو نسل است.
چگونه رابطه مادر و فرزند را بعد از بزرگ شدن حفظ کنیم؟
آن روزهایی که فکر میکردم هیچچیز نمیفهمی
بچه که بودم، خیلی چیزها را بهتر از تو میدانستم.
فکر میکردم نسل تو دنیا را نمیشناسد.
فکر میکردم زیادی نگران میشوی.
خیلی سؤال میپرسی.
خیلی «مواظب باش» میگویی.
و من، مثل خیلی از بچهها، خیال میکردم یک روز که بزرگ شوم بالاخره ثابت میکنم حق با من بوده است.
بعد بزرگ شدم.
و دیدم بعضی نگرانیهایت بیدلیل نبودند.
فهمیدم بعضی چیزها را نه از روی محدود کردن من، بلکه از روی ترس از آسیب دیدنم میگفتی.
فهمیدم تجربه آدمها گاهی چیزی است که تا خودمان زندگیاش نکنیم، معنیاش را نمیفهمیم.
البته تو همیشه هم درست نمیگفتی.
من هم همیشه اشتباه نمیکردم.
و شاید زیباترین بخش رابطه ما همین باشد که امروز دیگر لازم نیست یکیمان برنده و دیگری بازنده باشد.
میتوانیم بپذیریم که هر دو آدمهایی هستیم که در زمانهای مختلف، با اطلاعات و تجربههای متفاوت، تلاش کردهایم بهترین تصمیم ممکن را بگیریم.
مامان، شاید آن روزها فکر میکردم نمیفهمی.
امروز میدانم خیلی از چیزها را زودتر از من فهمیده بودی.
